
برای او که تصویرش در خاطرم قاب شده...
تاريخ : چهارشنبه، 28 دي ماه ، 1384 موضوع : عمومي
تنها وقتي به خاك مي انديشم احساس ميكنم روزي آرام خواهم گرفت
***
فقط گريستن ميتوانم چرا كه در اندوهي يك روز برفي خنده ام را خاك كرده ام.
***
سكوت كنيد پرده نازك اين شب معصوم را نشكنيد دارم براي كسي مي گريم.
***
از دستت داده ام ميدانم تو چون يك ماهي سرخ و كوچك از دستم ليز خوردي و به اقيانوس پيوستي
***
تنها آنگاه كه سير ميگريم احساس ميكنم خنده هايت را جشن گرفته ام.
***
خوب بوده ام باتو؟ نميدانم. فقط شمارش روزها را بياد دارم و محاسبه ثانيه ها را زمان تلف شده بين گرما و سرما و ديگر گذر زمان را با شيارهاي صورتم اندازه ميگيرم.
***
آب را كه بردي تازه فهميدم چقدر عطشانم خنده ات را ميگويم.
|
|